انهباط
مترادفها
سقوط، زوال، افول
متضادها
پیشرفت، تعالی، رشد، شکوفایی
لغت نامه دهخدا
انهباط. [ اِ هَِ ] ( ع مص ) کم شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || فرود آمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی ).
فرهنگ معین
(اِ هِ ) [ ع. ] (مص ل. ) فرود آمدن، هبوط کردن.
ویکی واژه
فرود آمدن، هبوط کردن.