انتقاص

لغت نامه دهخدا

انتقاص. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کم کردن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || کم شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || گویند نقصه فانتقص.( از اقرب الموارد ). بشکاف انگشتان آب چکانیدن بر نره. انتفاص. || عیب کردن مردم را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). عیب کردن کسی را. || حق کسی را کم کردن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) کمی و نقصان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) کم کردن. کم شمردن. ۲ - (مص ل. ) کم شدن، ناقص شدن. ۳ - (اِمص. ) کمی، نقصان.

فرهنگ عمید

۱. کم شدن، کمی.
۲. کم کردن.
۳. از حق کسی کاستن.
۴. از کسی عیب جویی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ). ۱ - کم کردن. ۲ - کم شمردن بکم داشتن. ۳ - ( مصدر ) کم شدن ناقص شدن. ۴ - ( اسم ) کمی نقصان.

ویکی واژه

کم کردن. کم شمردن.
کم شدن، ناقص شدن.
کمی، نقصان.

جمله سازی با انتقاص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال ابن عباس: لا تخونوا اللَّه بترک فرایضه و الرسول بترک سننه، وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ یحتمل وجهین من الاعراب: احدهما ان یکون جزماً عطفاً علی النّهی ای و لا تخونوا اماناتکم، و الآخر ان یکون نصباً علی جواب النهی بالواو، و ینصب جواب النّهی بالواو کما ینصب بالفاء، و معناه: انّهم اذا خانوا اللَّه و الرّسول فقد خانوا اماناتهم. ابن زید گفت: امانات ایدر دین است و خطاب با منافقان است، که امانت دین بپذیرفتند آن گه در آن خیانت کردند، که بظاهر ایمان نمودند و در باطن کفر داشتند. و الخیانة انتقاص الحق فی خفیة، و اصلها النقصان، یقول خانه و اختانه و تخوّنه اذا تنقّصه.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز