انسلاق تصویر معنی انسلاق لغت نامه دهخدا انسلاق. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) مبتلا شدن به بیماری سلاق. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط منسلق التخاط ائتلاق استئکال اثباط امتلاق گزارش محتوای نامناسب