لغت نامه دهخدا
اثباط. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ثَبِط. ( منتهی الارب ).
اثباط. [ اِ ] ( ع مص ) اثباط مرض کسی را؛ مفارقت نکردن بیماری از وی.
اثباط. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ثَبِط. ( منتهی الارب ).
اثباط. [ اِ ] ( ع مص ) اثباط مرض کسی را؛ مفارقت نکردن بیماری از وی.
مفارقت نکردن بیماری از وی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلیس جیمی را به محل بازداشت ناچو برده و جیمی با ناچو صحبت میکند. جیمی به او میگوید که شاهدان ماجرا، وی را در صحنه دیدهاند و پلیس نیز در اتومبیل ون او، لکههای خون مشاهده کرده. اما ناچو به بیگناهی خود پافشاری کرده و ادعای ربودن آنها را رد میکند. ناچو همچنین به جیمی هشدار میدهد که اگر نتواند وی را از دست پلیس خلاص کند، پلیس ممکن است به رابطه او و توکو پی برده ببرند و این موضوع به قیمت جان جیمی تمام خواهد شد. جیمی بعد از خروج از اتاق سعی در قانع کردن پلیس به بیگناهی ناچو دارد، اما پلیس حرفهای وی را باور نمیکند. جیمی موفق میشود کیم را راضی کند تا به همراه پلیسها برای تجسسی مجدد به خانه خانواده کتلمن بروند شاید پلیس چیزی را از قلم انداخته باشد. در حالی که جیمی در حال جستجوی خانه بود متوجه میشود که عروسک دختر خانواده کتلمن نیز به همراه آنها گم شده و این نظریه را مطرح میکند که شاید خود خانواده کتلمن این نقشه را کشیدند که همه را به اشتباه بیاندازند تا بتوانند با پول سرقتی به راحتی فرار کنند؛ اما پلیس همچنان متقاعد نمیشود. جیمی در ادامه به شکل خصوصی به کیم، در خصوص هشداری که وی به خانواده کتلمن داده بود اطلاع میدهد و اینکه شاید همین موضوع، علت فرار آنها باشد، اما جیمی هیچ مدرکی برای اثباط حرفهایش نداشت.