انحصام
متضادها
شروع، آغاز، ابتدای
لغت نامه دهخدا
انحصام. [اِ ح ِ ] ( ع مص ) شکسته شدن چوب، یقال: انحصم العود. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
شروع، آغاز، ابتدای
انحصام. [اِ ح ِ ] ( ع مص ) شکسته شدن چوب، یقال: انحصم العود. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).