انفثاث

مترادف‌ها

فوت کردن، دمیدن

لغت نامه دهخدا

انفثاث. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) شکسته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). انکسار. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با انفثاث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در برخی از روایات دینی ذکر شده است که انجام عمل انفثاث بر آب یا بدن می‌تواند به عنوان راهی برای شفا یافتن استفاده شود.

💡 عالمان دینی معتقدند که انجام عمل انفثاث در هنگام دعا، نشانه‌ای از حضور قلب و تمرکز کامل بر تمامی درخواست‌های الهی است.

💡 در متون قدیمی، توصیف‌هایی از نحوه انجام انفثاث برای دفع چشم‌زخم و انرژی‌های منفی در میان مردم از نسل‌های مختلف نقل شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران