انخضاد
لغت نامه دهخدا
انخضاد. [ اِ خ ِ ] ( ع مص ) خمیده گردیدن چوب. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شکستن چوب. ( از اقرب الموارد ). یقال: انخضد العود. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پاره پاره شدن میوه ها. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). شکسته شدن میوه ها. ( از اقرب الموارد ). انخضدت الثمار؛ پاره پاره گشت میوه ها. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با انخضاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارشناسان اقتصادی پیشبینی میکنند که با ادامه روند انخضاد در بازارهای جهانی، قیمت کالاهای اساسی در کشورهای در حال توسعه ممکن است با افزایش روبرو شود.
💡 انخضاد شدید در تولید محصولات صنعتی منجر به کاهش قدرت خرید مردم و ایجاد بحرانهای شغلی گسترده در بسیاری از بخشهای مختلف اقتصاد ملی شده است.
💡 برای مقابله با انخضاد اقتصادی، دولتها باید سیاستهای حمایتی جدیدی را تدوین کنند تا بتوانند ثبات بازار را در شرایط بحرانی به سرعت بازگردانند.