اناقه
مترادفها
آراستگی، ظرافت
لغت نامه دهخدا
( اناقة ) اناقة. [ اَ / اِ ق َ ] ( ع اِ ) ریزه کاری، گویندله اناقة و لیاقة. ( ناظم الاطباء ). || خوبی. حسن. || اعجاب. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ریزه کاری. گویند له اناقه و لیاقه. خوبی. حسن.
آراستگی، ظرافت
( اناقة ) اناقة. [ اَ / اِ ق َ ] ( ع اِ ) ریزه کاری، گویندله اناقة و لیاقة. ( ناظم الاطباء ). || خوبی. حسن. || اعجاب. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ریزه کاری. گویند له اناقه و لیاقه. خوبی. حسن.