لغت نامه دهخدا
( آمیص ) آمیص. ( معرب، اِ ) رجوع به آمص شود.
امیص. [ اَ ] ( ع اِ ) معرب خامیز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به خامیز در همین لغت نامه شود.
( آمیص ) آمیص. ( معرب، اِ ) رجوع به آمص شود.
امیص. [ اَ ] ( ع اِ ) معرب خامیز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به خامیز در همین لغت نامه شود.