امنیاک
مترادفها
دیوانه، مجنون
متضادها
عاقل، متین، آرام
لغت نامه دهخدا
( آمنیاک ) آمنیاک. [ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) آمونیاک. جسمی است که از زغال سنگ به دست کنند و در طب بکار است و خاصه مالیدن آن بجای گزیدگیهای عقرب و زنبور و مانند آن نهایت سودمند باشد.