املیسه تصویر معنی املیسه لغت نامه دهخدا ( املیسة ) املیسة. [ اِ س َ ] ( ع ص ) دشت خشک بی گیاه. املیس. ( از منتهی الارب ). رجوع به املیس شود. کلمات مرتبط املیسی جدباء مجدبه سحتاء مسخفه شزازت ممحشه گزارش محتوای نامناسب