الماص

مترادف‌ها

مکنده، جذب‌کننده

لغت نامه دهخدا

الماص. [ اِ ] ( ع مص ) قابل شدن درخت بسر انگشت گرفتن. ( از منتهی الارب ). قابل شدن درخت به اینکه با سرانگشت آنرا بتوان گرفت. ( از اقرب الموارد ). || نرم شدن انگورتاک. ( از لسان العرب بنقل اقرب الموارد ) ( المنجد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران