لغت نامه دهخدا
الفت خراسانی. [ اُ ف َ ت ِ خ ُ ] ( اِخ ) میر عبداﷲ، شاعر قرن یازدهم، معاصر نصرآبادی. نصرآبادی گوید: الفت از خراسان است، در اوایل سن بهندوستان رفت و در خدمت جعفرخان میبود. این ابیات ازوست:
مخور باده بیجا بفصل بهاران
که چون خون ناقص کشیدن ندارد
طلب دوباره خوش آیند نیست از سائل
کریم اگر همه عمر دوباره میبخشد.( تذکره نصرآبادی ص 397 ).و رجوع به صبح گلشن و سفینه خوشگو و الذریعه ج 9 قسمت اول ص 90 و فرهنگ سخنوران شود.