التحاء
مترادفها
التماس، خواهش، درخواست
لغت نامه دهخدا
التحاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ( از «ل ح ی » ) ریش درآوردن کودک. ( منتهی الارب ). باریش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ریش برآوردن امرد.
التحاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ( از «ل ح و» ) پوست از درخت باز کردن. ( منتهی الارب ). پوست از چوب باز کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || باز کردن گوشت از استخوان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ریش برآوردن، لحیه پیدا کردن.
ویکی واژه
ریش برآوردن، لحیه پیدا کردن.