اقحاح

لغت نامه دهخدا

اقحاح. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قُح. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). محض و خالص و بی آمیغ. گویند: رجل قح و عربی قح و عربیة قحة و اعراب اقحاح و عبد قح؛ ای محض خالص. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قح شود.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز