افراخیدن
مترادفها
بلند شدن، بالا رفتن، برخواستن
متضادها
فرود آمدن، پایین آمدن، فرو رفتن
لغت نامه دهخدا
افراخیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) فراخیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به این کلمه شود.
بلند شدن، بالا رفتن، برخواستن
فرود آمدن، پایین آمدن، فرو رفتن
افراخیدن. [ اَ دَ ] ( مص ) فراخیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به این کلمه شود.