لغت نامه دهخدا
افتاک. [ اِ ] ( ع مص ) بکار خواسته نفس درآمدن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی فَتک. به مراد ودلخواه خود بر امور سوار شدن. ( از اقرب الموارد ).
افتاک. [ اِ ] ( ع مص ) بکار خواسته نفس درآمدن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی فَتک. به مراد ودلخواه خود بر امور سوار شدن. ( از اقرب الموارد ).
بکار خواست. نفس در آمدن