اغوشتن

واژه‌ی آغوشتن مصدری است از ریشه‌ی آغوش که به‌صورت آغُشْتَن تلفظ می‌شود. این فعل در زبان فارسی کهن و کلاسیک به‌کار می‌رفته و به معنای در آغوش گرفتن یا بر سینه فشردن است. در متون ادبی و تاریخی، این واژه نشان‌دهنده‌ی عمل محبت‌آمیز و پرمهر دربرگیری عاطفی یا فیزیکی است. بر پایه‌ی منابع معتبر لغوی، از جمله آنچه شعوری از فرهنگ‌نویسان ثبت کرده، مصدر آغوشتن در گذر زمان جای خود را به عبارت فعلی در آغوش گرفتن داده است. با این حال، کاربردهای شاعرانه و ادبی این واژه در غزلیات و متون عرفانی، حاکی از غنای زبانی و ظرفیت آن برای بیان مفاهیم عمیف انسانی و عاطفی است. امروزه اگرچه این واژه کمتر در گفتار روزمره استفاده می‌شود، ولی حضور آن در ادبیات مکتوب و پژوهش‌های زبان‌شناسی، اهمیت حفظ و انتقال آن را به نسل‌های آینده نشان می‌دهد. شناخت چنین واژه‌هایی نه تنها درک ما را از سیر تحول زبان فارسی ژرفا می‌بخشد، بلکه گویای پیوند ناگسستنی فرهنگ و ادبیات این سرزمین است.

مترادف‌ها

در آغوش گرفتن، در بر گرفتن

متضادها

رها کردن، جدا شدن

لغت نامه دهخدا

( آغوشتن ) آغوشتن. [ ت َ ] ( مص ) در آغوش گرفتن. ( از شعوری ).

جمله سازی با اغوشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن شب سرد زمستانی، او با تمام وجود سعی در اغوشتن و گرم کردن کودکی خسته و تنها در میان بازوان خود داشت.

💡 شاعر در اشعار خود از زیبایی طبیعت و اغوشتن آن را به عنوان نمادی از آرامش و پناهگاه امن برای روح انسان یاد کرده است.

💡 لحظه اغوشتن دوباره دو دوست قدیمی پس از سال‌ها دوری، لبریز از احساساتی عمیق و اشک‌های شوق بود که همه را تحت تاثیر قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران