اغزر
مترادفها
بیشتر، فراوانتر
متضادها
کمتر، کممقدار
لغت نامه دهخدا
اغزر. [ اَ زَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی ازغزر. غزیرتر. افزون تر. بیشتر. ( یادداشت بخط مؤلف ).فراوان تر. پرریزش تر: و کلما کان البحر اغزروا بعد قعراً کان العنبر اجود. ( اخبار العین و الهند ص 6 ). واما الزیبق والذهب و سائر ما یکون فی العماد فاغزرها مایرتفع من ماوراءالنهر. ( صورة الاقالیم اصطخری ).
جمله سازی با اغزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون کلاسیک ادبی، شاعر با استفاده از واژگانی همچون اغزر، سعی در توصیف حجم بسیار زیاد و بیپایانِ دریایی از اشک یا احساسات عمیق دارد.
💡 این رودخانه در فصل بهار و با بارش مداوم برف در کوههای مرتفع، دارای اغزر جریان آب است که میتواند منظرهای بسیار زیبا و خیرهکننده ایجاد کند.
💡 برخلاف تصور عمومی، این منطقه دارای اغزر منابع آب زیرزمینی است که میتواند نیازهای کشاورزی و صنعتی دهکدههای اطراف را برای سالیان متمادی تامین کند.