اعطال
مترادفها
خرابیها، نقصها
متضادها
سلامت، کارکرد
لغت نامه دهخدا
اعطال. [ اِ ] ( ع مص ) خالی کردن و واگذاشتن چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اعطال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَطَل، بمعنی گردن، هر چیز خالی، کالبد و خوشه خرما. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). ج ِ عَطَل، بمعنی شخص و گردن و بی زیوری و خوشه خرما. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عَطَل شود. || ج ِ عُطُل، بمعنی زن بی پیرایه و بی زیور و اسب و شتر بی گردن بند و بی رسن بی داغ و نشان و مرد بی ساز و سلاح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به عُطُل شود.
جمله سازی با اعطال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندسین فنی باید بلافاصله به محل حادثه اعزام شوند تا علت اصلی وقوع اعطال ناگهانی در سیستمهای پیچیده برق صنعتی را شناسایی و رفع کنند.
💡 گزارشهای سالانه نشان میدهند که اکثر اعطالهای رخ داده در ناوگان حمل و نقل، ناشی از عدم انجام تعمیر و نگهداری منظم و استفاده از قطعات تقلبی بوده است.
💡 برای جلوگیری از بروز اعطالهای پیشگیرانه، مدیران شرکت تصمیم گرفتند که از نرمافزارهای پیشرفته برای پایش وضعیت سلامت تمامی تجهیزات و ماشینآلات کارخانه استفاده نمایند.