این واژه یک صفت در زبان عربی است که در منابع لغوی کهن برای توصیف حالات مختلف جسمی، حجمی و ظاهری به کار رفته و معانی متعددی را در بر میگیرد. در معنای اصلی و رایج، «اعجر» به مردی گفته میشود که شکمی بزرگ و برآمده دارد و به همین دلیل در آثاری مانند «منتهیالارب» و «ناظمالاطباء» از آن به عنوان «مرد کلانشکم» یا «بزرگشکم» یاد شده است. این واژه تنها به انسان محدود نمیشود و در برخی کاربردها برای بیان پرحجم بودن اشیا نیز به کار رفته است، به گونهای که هر چیز سنگین، پر و متورم میتواند با این صفت توصیف شود. در متون لغوی مانند «اقربالموارد» و «آنندراج» آمده است که «اعجر» برای کیسه یا ظرفی که کاملاً پر شده باشد نیز استفاده میشود و در این حالت معنای «سخت پر و انباشته» را منتقل میکند. همچنین در برخی ترکیبات، مانند «فحل اعجر»، این واژه برای توصیف حیوانی نر به کار میرود که درشتهیکل، قوی و پرجثه است. از نظر ساختار صرفی، مؤنث این واژه «عَجْراء» است که برای توصیف حالت مشابه در جنس مؤنث به کار میرود و نشاندهنده قواعد اشتقاقی در زبان عربی است. این تنوع معنایی نشان میدهد که این واژه در اصل بر مفهوم بزرگی، برآمدگی، درشتی و پرشدگی دلالت دارد و بسته به بافت جمله، معنای دقیق آن تغییر میکند. در نتیجه، «اعجر» یک واژه چندمعنایی در زبان عربی است که در کاربردهای مختلف برای بیان بزرگی شکم، درشتی جثه، پر بودن اشیا یا حالتهای مشابه به کار میرود و همواره بر مفهوم حجم زیاد، برآمدگی و پرشدگی دلالت دارد و بسته به زمینه استفاده، میتواند برای توصیف انسان، حیوان یا اشیا استفاده شود و در مجموع از واژگان توصیفی مهم در متون لغوی کهن به شمار میآید.
اعجر
لغت نامه دهخدا
اعجر. [ اَ ج َ ] ( ع ص ) مرد کلان شکم. ( آنندراج ). بزرگ شکم. ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ): رجل اعجر؛ مرد کلان شکم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پرحجم. ( از اقرب الموارد ). || کیسه پر. ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). سخت پر. ( از اقرب الموارد ): همیان اعجر؛ کیسه پر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گشن درشت. ( آنندراج ). درشت و ضخیم. ( ازاقرب الموارد ): فحل اعجر؛ گشن درشت. ( منتهی الارب ). مؤنث: عَجْراء. ( اقرب الموارد ). || ( اِخ )نام مردی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).