اضمحنان تصویر معنی اضمحنان لغت نامه دهخدا اضمحنان. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) اضمحلال. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). لغتی ( لهجه ای ) است در اضمحلال. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به اضمحلال شود. کلمات مرتبط اضمحلال امضحلال اطمخرار ازاله اصیلال