لغت نامه دهخدا
اضحیان. [ اِ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گیاهی است چون اقحوان. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) روزی اضحیان؛ یعنی روشن که در آن ابر نباشد.( از اقرب الموارد ). روزی روشن. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). || قمر اضحیان؛ ماه روشن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اضحیان. [ اُ ح ُ ] ( ع ص، اِ ) رجوع به اِضْحیان شود.