لغت نامه دهخدا
اضباث. [ اَ ] ( ع اِ ) قبضات. واحد آن ضَبْثة است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ضبثة شود. قبضه ها، و فیه حدیث: اوحی لداود قل لبنی اسرائیل لایدعونی و الخطایا بین اضباثهم؛ ای قبضاتهم؛ ای محتقبون للأوزار غیر مقلوعین عنها. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). چنگالها. کفهای دستها.