اصفونی

لغت نامه دهخدا

اصفونی. [ اَ ] ( اِخ ) عبدالرحمن بن یوسف بن ابراهیم اصفونی نجم الدین ابوالقاسم مصری شافعی، نزیل حرم. ( 677 - 750 هَ. ق. ) او راست: مختصر الروضة للنووی در فروع. ( از اسماءالمؤلفین ج 1 ستون 537 ). و صاحب حبیب السیر آرد:... اصفونی در سنه خمسین و سبعمائه ( 750 هَ. ق. ) در مکه مبارکه در آخر ایام تشریق به عالم اخروی پیوست و او درسنه سبع و سبعین و ستمائه ( 677 ) متولد شده بود. ازمصنفاتش یکی مختصر روضه است در دو جلد. ( از رجال حبیب السیر تألیف نوایی ).

جمله سازی با اصفونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن شاعر بزرگ اصفونی با استفاده از استعاره‌های پیچیده و تصاویر زیبا، توانست برترین اشعار عاشقانه و عرفانی را در تاریخ بنویسد.

💡 برخلاف بسیاری از هم‌دوران خود، این هنرمند اصفونی سبک خاصی در طراحی کاشی‌کاری داشت که در تمام شهر به چشم می‌خورد.

💡 او که یک معامله‌گر اصفونی بود، با مهارت بسیار زیادی توانست در بازارهای بزرگ کشورهای همسایه، تجارت خود را گسترش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران