لغت نامه دهخدا
اصابعالحور. [ اَب ِ عُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) نام شیرینی که بشکل انگشتان باشد بغایت سپید. ( غیاث ) ( آنندراج ). و آنرا بفارسی انگشت کنیزان گویند. ( آنندراج ). قسمی از حلواست که بفارسی آنرا انگشت عروس گویند. ( حاشیه تحفةالعراقین چ یحیی قریب ):
در مجلس خاصگان گه سور
ابیات من است اصابعالحور.خاقانی.