اشحوم تصویر معنی اشحوم مترادفها چربیها لغت نامه دهخدا اشحوم. [ اُ ] ( اِخ ) از بطون هواره ( قبیله ای از بربر ). ( صبح الاعشی ج 1 ص 363 ). کلمات مرتبط خیافشه اصابغه کومیه طلیحیون اخشته اعور شنی