اشتکال

مترادف‌ها

مشکل، ابهام، اشکال، مانع

متضادها

وضوح، توافق

لغت نامه دهخدا

اشتکال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مشتبه شدن کار. یقال: اشتکل الامر؛ اذا اشتبه. ( منتهی الارب ). این مصدر در اقرب الموارد نیامده است.

فرهنگ فارسی

مشبه شدن کار. یقال اشتکل الامر اذا اشتبه. این مصدر در اقرب الموارد نیامده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران