اسپکتاتر
مترادفها
تماشاگر، بیننده
متضادها
شرکتکننده، بازیگر، فاعل
لغت نامه دهخدا
اسپکتاتر. [ اِ پ ِ تا ت ُ ] ( اِخ ) نشریه ای که توسط ادیسن از 1711 تا 1714 م. منتشر میشد و حاکی از اخلاق و آداب نماینده اعمال مضحک جامعه انگلیسی بود.
جمله سازی با اسپکتاتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان مسابقه فوتبال بزرگ هفته گذشته، تعداد بسیار زیادی از اسپکتاترها در ورزشگاه حضور داشتند تا تیم محبوب خود را تشویق کنند.
💡 کارگردان بر این باور بود که اسپکتاتر باید در طول نمایش، تمام احساسات و تنشهای موجود در داستان را به خوبی درک کند.
💡 با وجود اینکه تماشاگران معمولی حضور داشتند، اما اسپکتاترهای حرفهای توانستند تکنیکهای پیچیده کارگردان را در تمام طول اجرا به دقت شناسایی کنند.