اسلیح تصویر معنی اسلیح مترادفها سلاح، ابزار لغت نامه دهخدا اسلیح. [ اِ ] ( ع اِ ) گیاهیست که ستور از خوردن آن شیرناک شود. ( منتهی الارب ). اسلیخ. رجوع باسلیخ شود. فرهنگ عمید = اسلنج فرهنگ فارسی ( اسم ) اسپرک. کلمات مرتبط عضاض علیقی علیق اشلیم شخاب دله راجی حذال