اسخال تصویر معنی اسخال لغت نامه دهخدا اسخال.[ اِ ] ( ع مص ) سپس گذاشتن چیزی را. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط افساج ارجاه اسباح ثحج بعکره زکر گزارش محتوای نامناسب