استیحاء

مترادف‌ها

شرم، حیا، خجالت

متضادها

بی‌شرمی، گستاخی

لغت نامه دهخدا

استیحاء. [ اِ ] ( ع مص ) جنبانیدن. ( منتهی الارب ): استوحاه؛ حرکه. ( قطر المحیط ). || بفرستادن خواستن کسی را. || دریافتن خواستن. || فریاد خواستن. یقال: استوحیناهم. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط