استقوز تصویر معنی استقوز لغت نامه دهخدا استقوز. [ اَ ] ( اِ ) قمرون. فرنیط. فریدس. فرندس. اربیان. جرادالبحر. زلعتان. رجوع به اربیان شود. کلمات مرتبط فرائس فرندس فارسطارون فرائص جوارن غوریون