استغلاب

مترادف‌ها

فریب دادن، چیره شدن

متضادها

تسلیم، شکست

لغت نامه دهخدا

استغلاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مؤلف فرهنگ آنندراج کلمه را عربی و بمعنی بالیدن نهال آورده و به این معنی در قوامیس نیافتیم. صاحب تاج العروس گوید: استغلب علیه الضحک ُ؛ اشتدّ، کاستغرب و غلبه علی نفسه اذا اکرهه. || ( اِخ ) سنةالاستغلاب؛ نام سال هفتم از هجرت.

فرهنگ فارسی

بالیدن نهال آورده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران