استضراع

مترادف‌ها

دعا، تضرع، التماس

لغت نامه دهخدا

استضراع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خوار و حقیر شدن. || زاری کردن. || تضرّع و التماس کردن. خضوع کردن. || الحاح کردن.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران