استجزال
مترادفها
بخشش فراوان
متضادها
قلت، کمی، اندک
لغت نامه دهخدا
استجزال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استجاده.
- استجزال رأی؛ پسندیدن آن. آنرا متین یافتن.
بخشش فراوان
قلت، کمی، اندک
استجزال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استجاده.
- استجزال رأی؛ پسندیدن آن. آنرا متین یافتن.