اسبیدرک تصویر معنی اسبیدرک لغت نامه دهخدا اسبیدرک. [ اِ رَ ] ( اِ ) سبیدرک. سپیدرک. دستارچه. دستمال. حوله. و رجوع به سپیدرک شود. فرهنگ فارسی دستمال کلمات مرتبط سپر درک اسفیداب اسفیدبا بسراک بطریک متسوک