از ریمام تصویر معنی از ریمام لغت نامه دهخدا ازریمام. [ اِ ] ( ع مص ) ازرئمام. زاده شدن بچه. || ترنجیده شدن و گرفته شدن. || منقطع شدن گمیز و بازایستادن آن. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی زاده شدن بچه کلمات مرتبط اعرنفاط ابلاق امصاخ ترییع فارغ شدن