لغت نامه دهخدا
ازریمام. [ اِ ] ( ع مص ) ازرئمام. زاده شدن بچه. || ترنجیده شدن و گرفته شدن. || منقطع شدن گمیز و بازایستادن آن. ( منتهی الارب ).
ازریمام. [ اِ ] ( ع مص ) ازرئمام. زاده شدن بچه. || ترنجیده شدن و گرفته شدن. || منقطع شدن گمیز و بازایستادن آن. ( منتهی الارب ).
زاده شدن بچه