لغت نامه دهخدا
ارواع. [اَرْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَرْوَع،بشگفت آرنده کسی را از حسن و جمال یا از شجاعت و مانند آن. ( منتهی الارب ).
ارواع. [ اِرْ ] ( ع مص ) کلمه زجر گفتن گوسفندان را: اُروِع َ بالغنم؛ لَعاً لَعاً گفته شد گوسپند را و آن کلمه زجر است مر گوسپندان را.