ارغیس
لغت نامه دهخدا
( آرغیس ) آرغیس. ( اِ ) آرغیش. اَرغیس. پوست بیخ زرشک و او را در داروهای چشم بکار برند. ( برهان ). عودالریح. این کلمه محتمل است مصحف بارباریس یا امبرباریس باشد.
ارغیس. [ اَ ] ( اِ ) پوست ریشه انبرباریس. و رجوع به آارخیس شود.
جمله سازی با ارغیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران باستان، سکههای ساخته شده از ارغیس خالص در سراسر سرزمینهای همسایه به عنوان معتبرترین واحد پول برای تجارت پذیرفته میشدند.
💡 جواهرساز با دقت بسیار زیاد، قطعهای کوچک از ارغیس را به شکلی هنرمندانه تراشید تا آن را به زیورآلاتی بسیار نفیس تبدیل کند.
💡 در افسانههای قدیمی، همیشه گنجینههای پنهان شده در غارهای عمیق، مملو از کوهی از ارغیس و جواهرات درخشان و بسیار گرانبها بودند.