لغت نامه دهخدا
( آراسته کردن ) آراسته کردن. [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزیین. آراستن. تقیین. قبن. تمویه.
- خویشتن را آراسته کردن؛ تصنع.
( آراسته کردن ) آراسته کردن. [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تزیین. آراستن. تقیین. قبن. تمویه.
- خویشتن را آراسته کردن؛ تصنع.
( آراسته کردن ) ( مصدر ) آراستن یاخود ( خویشتن ) را آراسته کردن. تصنع.
تصنع آراستن