اذما تصویر معنی اذما لغت نامه دهخدا اذما. [ اِ ] ( ع حرف ربط مرکب ) اذاما. چون. فرهنگ فارسی چون کلمات مرتبط راست که بوصلت ابوشایق ابدالابدیه ابوصمغه عرما ام ملذم