ادفاء

لغت نامه دهخدا

ادفاء. [ اِ ] ( ع مص ) گرم کردن. گرم ساختن. تبسانیدن. ( زوزنی ). گرم داشتن. جامه گرم پوشانیدن کسی را. || پشم و صوف بسیار دادن کسی را. || ادفاء ثوب کسی را؛ گرم کردن جامه او را. || گرد آمدن قوم. || دراز شدن شاخ آهو تا نزدیک سرین وی. || خسته را کشتن. ( منتهی الارب ). تمام کردن خسته. ( تاج المصادر بیهقی ).
ادفاء. [ اِدْ دِ] ( ع مص ) تبسیدن. || جامه گرم پوشیدن.
ادفاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ دِف ء.
ادفاء. [ اَ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( معجم البلدان ).
ادفاء. [ اَ ف َءْ ] ( ع ص ) مرد خیمه نشین. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با ادفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مطابق با قوانین جاری، مراحل ادفاء متوفی باید با رعایت تمام تشریفات مذهبی و بهداشت عمومی در قبرستان‌های تعیین شده توسط شهرداری انجام شود.

💡 برای انجام عملیات ادفاء در مناطق صعب‌العبور، تیم‌های امدادی باید تجهیزات سنگین و ابزارهای مخصوص حفر قبر را با خود به همراه ببرند.

💡 در فرآیند ادفاء، رعایت استانداردهای زیست‌محیطی برای جلوگیری از آلودگی منابع آب زیرزمینی توسط خاک‌های اطراف قبر بسیار مهم و حیاتی است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران