اخورگاه

لغت نامه دهخدا

( آخورگاه ) آخورگاه. [ خُرْ ] ( اِ مرکب ) آخورگه. آخُر:
ابلق ایام در آخورگهش
زاویه فخر و تفاخرگهش.امیرخسرو دهلوی.