لغت نامه دهخدا
احوواء. [ اِ وِ وا / اِ وِوْ وا ] ( ع مص ) حوی. احویواء. سیاه مائل بسبزی و سرخ و مایل بسیاهی گردیدن.
- احوواء ارض؛ سبز شدن زمین.
احوواء. [ اِ وِ وا / اِ وِوْ وا ] ( ع مص ) حوی. احویواء. سیاه مائل بسبزی و سرخ و مایل بسیاهی گردیدن.
- احوواء ارض؛ سبز شدن زمین.