احدام تصویر معنی احدام لغت نامه دهخدا احدام. [ اِ ] ( ع مص ) احدام نار؛ برافروخته گردیدن آتش. || احدام حرّ؛ سخت شدن گرما. فرهنگ فارسی برافروخته شده سخت شدن کلمات مرتبط استذکاء اعکاب دغف ارزیمام محاته