احتکال
لغت نامه دهخدا
احتکال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) دشوار شدن. || آموختن زبان عجم بعد از عربی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
دشوار شدن آموختن زبان عجم بعد از عربی
جمله سازی با احتکال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 احتکال میان گروههای مختلف سیاسی در مجلس باعث شده است که روند تصویب قوانین جدید با دشواریهای بسیار زیادی برای دولت مواجه گردد.
💡 برای جلوگیری از احتکال و تنشهای اجتماعی در مناطق مرزی، دولت باید سیاستهای اقتصادی بسیار منعطف و حمایتگرایانهای را اجرا نماید.
💡 احتکال مداوم میان اجزای مختلف دستگاه مکانیکی بر اثر اصطکاک زیاد، میتواند منجر به آسیبهای جبرانناپذیر به موتور اصلی ماشین شود.