احتکاء

لغت نامه دهخدا

احتکاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استوار شدن. ( منتهی الارب ). || احتکاء عقده؛ گره بستن. گره زدن. بستن گره را. || سمعت الاحادیث فمااحتکی فی صدری منها شی ٌٔ؛ یعنی نخلید در دل من. بدل من نچسبید. در من اثری نکرد.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز