احتلاق

متضادها

حقیقت، صدق، واقعیت

لغت نامه دهخدا

احتلاق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) موی ستردن.

جمله سازی با احتلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با احتلاق و دروغ‌پردازی‌های بی‌مورد سعی داشت تصویر نادرستی از واقعیت‌های موجود در محیط کار خود نزد مدیران ایجاد کند.

💡 احتلاق خبرهای دروغین در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به ایجاد وحشت و بی‌ثباتی گسترده در میان جامعه و مردم عادی شود.

💡 متهم در جلسه بازجویی اعتراف کرد که تمام آن داستان‌های عجیب را صرفاً با هدف احتلاق و فریب پلیس سرهم کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران