لغت نامه دهخدا
اتمهلال.[ اِ م ِ ] ( ع مص ) دراز و راست و سخت گردیدن. ( منتهی الارب ). || راست شدن. راست ایستادن. تمام قدشدن. || آرمیدن. || سست شدن.
اتمهلال.[ اِ م ِ ] ( ع مص ) دراز و راست و سخت گردیدن. ( منتهی الارب ). || راست شدن. راست ایستادن. تمام قدشدن. || آرمیدن. || سست شدن.
راست شدن